مهارت‌های لازم زن و شوهری

تحكیم روابط زناشویی، علاقه به داشتن یك ارتباط سالم، ایجاد یك كانون گرم و صمیمی و رسیدن به تفاهم، از مسئولیت‌های همه اعضای خانواده به ویژه زن و شوهر است. لازمه ایجاد، حفظ و استمرار روابط زناشویی سالم، داشتن تعهد، وفاداری، اعتماد، انصاف و سعه صدر متقابل است. در این زمینه، زن و شوهر با یادگیری مهارت‌های ارتباطی و به كار بستن آنها می‌توانند روابط خود را بهبود بخشند، متحول سازند و در فضایی سرشار از تفاهم و حسن نظر، به حل و فصل مسائل خود بپردازند.

 

وقتی در زندگی زناشویی، ‌اختلاف نظر یا سوءتفاهمی بروز می‌كند، به‌جای سرزنش یكدیگر و ارائه تفسیرهای نادرست باید به شناسایی مسئله، علت‌یابی و حل آن پرداخت. البته باید اعتراف كرد كه گاهی وقت‌ها شناسایی مسئله اصلی و نیز یافتن علت‌ها و رشدها كار دشواری است؛ زیرا آنچه روی پرده خودنمایی می‌كند، با واقعیت تفاوت دارد. بنابراین، شناخت ریشه‌های اصلی مسئله، كار ماهرانه و پیچیده‌ای است كه كمك و مشاوره افراد متخصص را می‌طلبد. گاهی بین زوجین پیام‌هایی رد و بدل می‌شود كه به درستی درك نمی‌شود، اما در بیشتر موارد زن و شوهر اگر چه با زبانی واحد با یكدیگر صحبت می‌كنند،‌اما آنچه یكی می‌گوید و آنچه دیگری می‌شنود، بسیار متفاوتند و در نتیجه، مشكلات ارتباطی را به دنبال می‌آورد. از آن‌جا كه مهم‌ترین عامل پدید آمدن مسائل و مشكلات زناشویی، از ارتباطات نادرست و برداشت‌های واهی ناشی می‌شود، زن و شوهر، هر یك به سهم خود مسئولیت دارند كه از به وجود آمدن آن پیش‌گیری كنند تا اختلاف‌ها و ابهام‌های كوچك رفتاری، به صورت یك فرآیند ویران‌گر و پیش‌رونده عمل نكنند.

 

گاه یك سوء تفاهم كوچك مانند یك گلوله برف به تدریج به یك بهمن بزرگ تبدیل می‌شود و بنیان زندگی را متلاشی می‌كند. وقتی زن و شوهر با هم توافق نداشته باشند، بحث آنها به مشاجره می‌كشد و پس از آن، درگیری آغاز می‌شود. به گونه‌ای كه گفت‌وگوی دوستانه ناگهان به پایان می‌رسد و آنها به دلخور كردن، سرزنش كردن، شكایت كردن، اتهام بستن، توقع و شك و تردید روی می‌آورند. زن و شوهر، با مشاجره، نه تنها احساسات خود را جریحه‌دار می‌كنند، بلكه به روابط زناشویی خود نیز آسیب می‌رسانند همان‌گونه كه ارتباط، مهم‌ترین عنصر هر پیوند است، مشاجره اقدامی به شدت ویران‌كننده است؛ چرا كه به هر اندازه به كسی نزدیك می‌شویم، ناراحت كردن او و ناراحت شدن از او ساده‌تر می‌شود.

 

چگونه می‌توان تعامل مثبت را جایگزین اختلافات زناشویی و تعاملات منفی نمود؟

زنان و مردان موفق در زندگی زناشویی، به خوبی می‌‌دانند که یک زندگی مشترک موفق و رضایت‌بخش، استوار و شاد، بدون آگاهی و کسب مهارت‌های لازم و به صورت تصادفی، به وجود نمی‌آید. برای اینکه زندگی مشترک خوب و رضایت‌بخشی داشته باشیم، برای اینکه بتوانیم رابطه‌ی شایسته و بهتری با همسرمان برقرار کنیم و زندگی مشترک پربار و غنی داشته باشیم و برای اینکه عادت‌های منفی و مخرب خود را کنار بگذاریم، باید شیوه و ابزارهای مثبت و سازنده را جایگزین آنها کنیم:

 

**در برخورد با مسائل و مشکلات زندگی، به جای واکنش و عکس‌العمل، کنش و عمل مثبت و سازنده از خود نشان دهیم. به جای استفاده از الگوهای منفی حاکم بر فرهنگ جامعه، با تفکر و خلاقیت، به مسائل، پاسخ نو دهیم و عاشق کارهای جدید باشیم.

 

در زندگی مشترک‌تان دوست دارید چه اتفاقاتی بیفتد؟ هدف‌های خود را بنویسید و آنها را تصویرسازی کنید. کارهای مهم را در گروه (1)، کارهای متوسط را در گروه (2) و کارهای کم‌اهمیت را در گروه (3) قرار دهید. مهم‌ترین کارها را اول انجام دهید. اولویت کارهای خود را با اولویت‌های همسرتان مقایسه کرده و بشناسید و نقاط مشترک و تفاوت‌ها را معلوم سازید و تفاوت‌ها را کاهش دهید. برای رسیدن به هدف‌های‌تان، برنامه‌ریزی کنید. هدف‌های خود را مدام مرور کرده و زمان رسیدن به آنها را مشخص سازید. مهارت‌های جدید و لازم برای داشتن زندگی خوب را یاد بگیرید. مسوولیت‌پذیر و انعطاف‌پذیر باشید. سعی کنید با همکاری و همیاری و با شاد کردن و دلگرمی دادن به خود و همسرتان، در شاد و آرام ساختن زندگی مشترک‌تان سهیم باشید.

 

**هر روز از خود بپرسید چه کار کنم که خود و همسرم را شاد و شادتر کنیم؟ وظایف خود را با لذت و عاشقانه انجام دهید و از موفقیت‌های کوچک نیز لذت ببرید. سعی کنید به‌طور حتم برای با هم بودن، وقت بگذارید چرا که در شادابی زندگی مشترک، بسیار اثرگذار است.

 

برای اینکه زندگی مشترک بهتر و پربارتری از تجربه نماییم، باید توجه کنیم که برای زن و شوهر، بسیار اهمیت دارد که هر روز، چند دقیقه به مبادله‌‌ی احساسات خود با دیگری بپردازند. احساسات را به هم انتقال دادن، درک شما را از همسرتان بیشتر می‌کنند و می‌توانید یکدیگر را بهتر بشناسید و همدیگر را بهتر قبول داشته باشید.

 

باید بدانیم با خودآگاهی و مدیریت بر ذهن خویشتن است که می‌توان فرمان زندگی خود را در دست گرفت. با دیگر آگاهی است که می‌توان بر حال و احوال و احساسات عمیق همسرتان اطلاع دقیقی پیدا کنید، او را بهتر بشناسید، به موقع او را تحسین و تایید و حمایت کنید و یاد بگیرید به جای واکنش‌های منفی، کنش و عمل‌های مثبت از خود نشان دهید.

 

باید بدانیم که:

در زندگی مشترک، کسب آگاهی و مهارت‌های لازم، وقت گذاشتن برای همسر، با هم بودن، سعی در شناخت نیازها و رفع نیازهای همدیگر، تعهد داشتن و تلاش هریک از زوج‌ها نسبت به ایجاد یک رابطه‌ی زناشویی مطلوب، پذیرش مسوولیت‌ها و انعطاف‌پذیری‌های به موقع و ... همگی در ایجاد زندگی مشترک خوب و رضایت‌بخش، موثر هستند. اگر هر یک از زوج‌ها، هدف‌های خود را تعیین کنند و به آرامی و صادقانه با همسر در میان بگذارند و بپذیرند که زندگی مشترک خوب، با خود او شروع می‌شود و هر یک از زوج‌ها بدانند که در ساختن رابطه‌ی بهتر در زندگی مشترک، نقش مثبت و سازنده‌ای بر عهده دارند، می‌توانند با مهر و محبت، همسر خود را تحت تاثیر مثبت قرار دهند و به عنوان پاداش رفتار درست خود، زندگی مشترک پرباری را تجربه نمای

اخلاص در حرفه مددکاری اجتماعی

عشق به انسانها ، ایمان و اخلاص شغلی و دستگیری از نیازمندان وقتی با علم و تجربه تلفیق می شود حرفه ای را ایجاد می کند که هدف آن گسترش عدالت اجتماعی و توانمندی با رویکرد حرفه ای است

در طول چند سال گذشته تعداد افرادی  که  وارد دایره مددکاری اجتماعی شده اند  به مراتب بیشتر از گذشته بوده وتعداد زیادی از این افراد به رشته تحصیلی خویش عشق می ورزند و هرگونه تحریف در مبانی فکری و عملی حرفه را بر نمی تابند.نیروی بزرگی که یک سرمایه انسانی بزرگی را شکل داده است و این مایه مباهات است.

 با وجود این و به رغم تلاش تعدادی از اساتید و مددکاران اجتماعی به تبعیت از ازدیاد تعداد مددکاران اجتماعی نه تنها تغییرات محسسوسی در رشد کیفی و توسعه حرفه دیده نشده است بلکه نمونه های از پسرفت زمینه ای نیز مشاهده گردیده است.و از مصادیق عینی این پسرفتگی می توان به انحصار در لایه های بالایی هرم علمی حرفه، حذف دکترای  مددکاری اجتماعی، تدریس واحدهای درسی مددکاری اجتماعی  توسط اساتید غیر مرتبط در برخی از دانشگاهها، ، جذب دارندگان  مدارک تحصیلی غیر مرتبط در پست های مددکاری اجتماعی ،  افزایش بیکاری مددکاران اجتماعی  ، نبود سازمان نظام مددکاری اجتماعی و... اشاره نمود.

 و شاید این نابسامانی  ریشه در علتهایی است که نیاز به کالبد شکافیهای متعددی داشته باشد.

هر مددکار اجتماعی که از روی اخلاص و ایمان قلبی حرفه خویش را انتخاب کرده و کمک به حرفه را از وظایف اصلی خویش قرار داده است نه تنها  به یکی از تعهدات  مهم مندرج در منشور اخلاقی حرفه جامعه عمل می پوشاند بلکه  بی مهابا سعی در گشایش روزنه های جدید امید در کالبد حرفه می باشد، زیرو بم مسائل را تحلیل می کند موانع را تشخیص می دهد و در جهت برداشتن موانع به تکاپو می افتد.

رشد و توسعه هر حرفه  ای منوط به شناخت صحیح این موانع  یا شاخصهای دارد که  تشخیص آن شاخصها و حذف موانع می تواند راه را برای جااندازی حرفه بصورت پایدار و اصولی مهیا کند .

 


برچسب‌ها: مددکاری اجتماعی
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۰ساعت   توسط امین موحدی  |  نظر بدهید

تغییر را از خودمان شروع کنیم!

 عدم نهادینه شدن حرفه مددکاری اجتماعی در جامعه و نیز بیکاری برخی مددکاران اجتماعی یک واقعیت عینی است و رسیدن به یک جامعه مددکاری ایده آل و نهادی، آرزوی هر مددکار اجتماعی است. اما عوامل زیادی مانع رسیدن به این مهم شده که یکی از مهمترین انها خود شخص مددکار اجتماعی می باشد.همیشه عادت داریم توپ را به میدان جامعه بیاندازیم و کمتر در مورد کوتاهی و قصور خود مددکاران در این زمینه بحث کنیم. یکی از مهمترین فاکتورهای رسیدن به وضعیت ایده آل  ، شروع تغییر از خود مددکاران اجتماعی می باشد. تجربتا بارها می بینیم که از نظر کاری تفاوت عمده و محسوسی با مددکاران تجربی نداریم، و همان کارهایی را انجام می دهیم که مددکاران تجربی انجام می دهند، و در مقابل  مدرکمان را به رخ کشیده و در مقام انتقاد از وضعیت شغلی امان قرار داریم و انتظار تغییر و تحول و توجه به مددکاران و نهادینه کردن ان را داریم! باید قبول کنیم که خودمان نیز مقصریم!

 

بدیهی است برای متصدیان امور اداری و استخدامی سازمانها ، چیزی برای گفتن نداشته و طبیعتا نباید انتظار بیشتری از آنها داشته باشیم. جهت رسیدن به این مهم بایستی تغییرات مهمی را از خودمون شروع نماییم، برای حرفه دل بسوزانیم و در کنار  فعالیت شغلی به مطالعه آخرین دستاوردهای علمی مددکاری بپردازیم ، پژوهشگر باشیم و طرحهای جدید و کارامد مددکاری ارائه دهیم و به مسئولان راهکارهای بهبود فرایند ارائه بدهیم و خلاصه کلام بروز باشیم و یافته های و مهارتهایمان را بکار ببندیم گردش کار را خودمون تخصصی نماییم و به مرور ثابت کنیم که متفاوتیم!

شرح وظایف مددکار در مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست و بدسرپرست

مددکار اجتماعی شاغل در مراکز شبانه روزی با حوزه فعالیت کودکان بی سرپرست و بدسرپرست و آسیب دیده اجتماعی ۱۲-۷ سال ،وظایفی را برعهده دارد که در ۴حیطه انجام میگیرد.تحت عنوان فعالیت های اجتماعی،بهداشتی،آموزشی،روانشناسی.که هر کدام از این حیطه فعالیت ها یک پرونده مخصوص به خود را دارد که مددکار وظیفه پیگیری آن را دارد. مددکار شاغل در مراکزشبانه روزی با اداره بهزیستی و دفتر شبه خانواده ارتباط دارد و وظایفش را تحت نظارت این دفتر انجام می دهد.دراین مراکز در دو گروه سنی ۱۲-۷سال و ۱۲ سال به بالا برساس حوزه فعالیت فرزندان مورد پذیرش قرار میگیرند.فرزندان ۷سال را از شیرخواگاه و ۷سال به بالا را از دیگر مراکز شبانه روزی .در اینجا به اختصار به شرح وظایف مددکار دراین مراکز اشاره می گردد.

در مراکز شبانه روزی برای هر فرزند که نگهداری می گردد پرونده های مشخصی تدوین می گردد، تحت عنوان:
۱)پرونده اجتماعی
۲) پرونده تحصیلی
۳) پرونده روانشناسی
۴) پرونده بهداشتی

*پرونده ی اجتماعی مهم ترین بخش کار مددکاراجتماعی را به نمایش می گذارد.
در هنگام پذیرش فرزند برای مرکز شبانه روزی باید پرونده ها به دقت بررسی شوند،و همچنین مدارک همراه فرزند در صورت دارا بودن از قبیل:
شناسنامه،دفترچه بیمه،دفترچه حساب پس انداز،کارت اعتباری ، دریافت گردد و سپس فرم مربوط به پذیرش امضا گردد.

*گزارش هایی که مددکار اجتماعی در پرونده اجتماعی برای فرزندان ثبت می کند انواع مختلفی دارد:
۱)گزارش خلاصه وضعیت فرزند: هر ۴ ماه یکبار نوشته میشود.بعد از گذشت ۴ماه از پذیرش فرزند،گزارش خلاصه وضعیت وی توسط مددکار نوشته می شود.در خلاصه وضعیت فرزند گزارشی کامل در طی این ۴ ماه از وی نوشته می گردد شامل خلاصه ای از وضعیت خانوادگی کودک براساس آخرین تحقیقات انجام شده و…
۲)گزارش طرح مراقبت و تشکیل تیم تخصصی:
این گزارش هر ۶ ماه یکبار انجام میگیرد.اگر فرزند جدیدی مورد پذیرش قرار میگیرد یک ماه بعد از انتقال وی به موسسه جلسه تیم تخصصی با شرکت اعضا از جمله: مدیر،مددکار اجتماعی،روانشناس،مربی تشکیل می گردد و برای ۶ ماه آینده فرزند برنامه ریزی می گردد.و صورت جلسه کار تیمی به اداره بهزیستی ارسال می گردد.
*منظور از شماره جلسه در فرم طرح مراقبت تعداد جلسات برگزار شده می باشد.
*اگراولین طرح مراقبت فرزند می باشد در فرم کلمه مرور را خط زده و تدوین را انتخاب می کنیم.
*منظور از تاریخ پذیرش در فرم مربوطه،تاریخی است که دادگاه حکم پذیرش داده است،نه تاریخی که فرزند مورد پذیرش موسسه واقع شده است.
*در قسمت خلاصه وضعیت عمومی سعی برآن است تا به نکات مهم توجه گردد از جمله علت پذیرش،مدت زمان پذیرش،شرایط پدر و مادر و خانواده و جده ی پدری و مادری طبق آخرین آمار کسب شده همچنین به شرایط روحی ،جسمی،میزان وابستگی فرزند به خانواده و ملاقات ها و شرایط بهداشتی،تحصیلی توجه گردد.
*برای یافتن علت پذیرش فرزند باید به فرم مورد نظر اولیه رجوع کنید نه اکتفا به گزارشات مددکاران سابق پرونده.
*در تیم مراقبت ۶ ماهه در قسمت راهکار مددکار باید ۶ ماهه آینده فرزند را در نظر بگیرد.و یک برنامه جامع و کامل با نظر تیم تخصصی ارائه دهد، در اینجا برنامه هایی همچون،
۱)آزمایشات مختلف و روتین
۲)اوقات فراغت فرزند
۳)برنامه ملاقات ها و تماس های تلفنی فرزند
۴)ثبت نام در پایه تحصیلی و تهیه لوازم مربوط به مدرسه …
۵)برنامه ریزی جهت آموزش فرزند در غالب کلاس های تقویتی و آموزشی …

*در صورتی که یکی از فرزندان موسسه شرایطی را برای فرزندخواندگی و یا امین موقت داشته باشد باید یک تیم مراقبت فوق العاده تشکیل داده و در آن همه اعضا رای خود را اعلام کنند.

این دو گزارش از مهم ترین گزارشات پرونده اجتماعی هستند.از دیگر فعالیت هایی که زیر مجموعه فعالیت اجتماعی برای فرزندان می باشد،برنامه ملاقات و تماس تلفنی فرزندان می باشد.

ملاقات:
-ملاقات ها هر ماه برگزار می شود،و گزارش آن در پرونده درج می گردد.
*اگر فرزندی خواهر و یا برادری در دیگر موسسات شبانه روزی داشته باشد طی هماهنگی با مددکار آن موسسه ملاقات برقرار می گردد.
*اگر والدین فرزند در زندان تحمل کیفر می نمایند طی هماهنگی با سازمان بهزیستی و دریافت مجوز و همچنین هماهنگی با مددکار زندان در صورتی که این ملاقات برای فرزند اثرات سویی نداشته باشد انجام میگیرد.
– تماس تلفنی فرزندان هر ماه با توجه به صلاح دید و بررسی شرایط کودک انجام میگیرد.
* اغلب فرزندانی که دارای یکی از والدین یا هر دو و یا جده ی پدری و مادری هستند می توانند با آنها تماس تلفنی داشته باشند.
*برخی از حامیان فرزندان نیز می توانند بنابر شرایط خاص فرزند با وی، تماس تلفنی داشته باشد.

-مرخصی فرزندان:
برخی از فرزندان دارای جده مادری و پدری هستند، که به دلایلی شرایط نگهداری فرزند را نداشته اند بنابراین می توانند با حکم دادگستری و صلاح دید قاضی فرزند را برای مدت زمان محدود به مرخصی ببرند.
*قبل از فرستادن فرزند به مرخصی باید یک بازدید مددکاری از منزل مربوطه انجام شود .
*در برخی مواقع خانواده فرزند برای مرخصی فرزند اقدام کرده و حکم دادگستری نیز دارد اما صلاح دید مددکار و مسئول موسسه براین است که این عمل انجام نشود،زیرا در برخی مواقع خانواده فرزند باعث آشفتگی و تشویش خاطر فرزند می شوند،که در این موارد طی گزارشی از جانب روانشناس موسسه این امر تایید گردد و یا خانواده شرایط مناسب برای حضور فرزند در خانه را ندارد برای مثال،مادر بزرگی که ازدواج مجدد داشته و همسرش نیز پسرانی دارد که ممکن است برای فرزند آسیب زا باشند در این شرایط می توان اجازه مرخصی به خانواده را نداد واگر از سوی قاضی احضار گردید طی گزارشی جامع و کامل به همراه ادله برای قاضی دلایل عدم موافقت را شرح داد.

-برخی دیگر از فعالیت های مددکار اجتماعی که در پرونده اجتماعی فرزند قرار میگیرد از قبیل:
افتتاح حساب پس انداز برای فرزندان: برای افتتاح حساب فرزندان در اغلب مواقع باید این امر را فردی که تحت عنوان قیم فرزندان میباشد انجام دهد.

نگارش گزارش های جامع از وضعیت خاص فرزند:
*برخی مواقع شرایط اضطراری برای یکی از فرزندان پیش می آید که باید یک گزارش جامع و کامل از وضعیت فرزند به اداره ارائه دهید.از جمله : ترخیص.
پیگیری وضعیت امین موقت و یا فرزند خواندگی برحسب شرایط سازمان.
*در خصوص امین موقت فرزندان مددکار باید پیگیر وضعیت خانوادگی فرزند باشد،و اینکه چه مدتی است که از والدین فرزند و یا قیم وی پیگیری صورت نگرفته است و یا اگر والدین فرزند در زندان می باشند پیگیر جرم و مدت حبس آنها باشد که اگر شرایط اش وجود داشت مشخصات فرزند را برای لیست امین موقت ارسال کند.
*برخی از فرزندان به دلایل متعدد فاقد شناسنامه میباشند که پیگیری جهت صدور شناسنامه برای آنها از وظایف مددکار می باشد.که طی هماهنگی با اداره ثبت احوال منطقه مربوطه انجام می گردد.
*برخی از فرزندان هم فاقد دفترچه بیمه درمانی میباشند که می توان جهت دریافت بیمه مانند دفترچه بیمه سلامت برای آنها اقدام کرد .

*لیست آماریارانه ماهیانه مرکز هر ماه باید به همراه نامه و۳کپی از پروانه فعالیت مرکز ضمیمه گردد و برای بهزیستی ارسال گردد.
*ماهیانه باید لیست اسامی پرسنل و فرزندان موسسه به اداره ارسال گردد.
-یکی دیگر از وظایف مددکار در موسسه تهیه برنامه عملکرد مرکز هر ۳ ماه می باشد.کلیه برنامه های تفریحی،آموزشی،فرهنگی و … باید به همراه عکس درج گردد و به اداره ارسال گردد.

پرونده تحصیلی:
از جمله وظایف مددکار موسسه در حیطه تحصیلی فرزندان شامل موارد ذیل میباشد:
۱)پیگیری وضعیت ثبت نام فرزند در پایه تحصیلی مربوطه.
-تهیه لوازم مربوطه به مدرسه از جمله: روپوش مدرسه،کتاب،لوازم التحریرو…
۲)گاهی اوقات ممکن است فرزندی که پذیرش می شود واکسیناسیونش تکمیل نباشد مددکار موسسه باید با مراجعه به مراکز بهداشتی و درمانی ابتدا واکسیناسیون را تکمیل کرده و سپس برای ثبت نام فرزند در پایه اول ابتدایی اقدام نماید.
۳)مددکار رابط بین مدرسه و موسسه است و باید پیگیر روند تحصیلی فرزندان باشد .پیشنهاد می گردد که برای پیگیری وضعیت تحصیلی فرزند به علت اینکه درروحیه فرزند تاثیر منفی ایجاد نگردد یک فرد مشخص به مدرسه مراجعه نماید.
۴)در پرونده تحصیلی مددکار باید یک گزارش ماهیانه از وضعیت تحصیلی فرزند در پرونده درج کند.و کارنامه هر ترم فرزند را نیز در پرونده ثبت کند.
*اگر فرزند در مراکز آموزشی از قبیل کلاس زبان شرکت دارد عملکرد و کارنامه آن را هم در پرونده درج نماید.
۵)موسسه موظف است برای فرزندان کلاس های آموزشی جهت تقویت پایه تحصیلی،کلاس های هنری ، ورزشی و… برگزار کند.

پرونده روانشناسی:
-در موسسات حضور یک روانشناس ضروری است.برخی موسسات از روانپزشک و مشاور و همچنین روانشناس کودک نیز استفاده می کنند.
روانشناس موظف است با برگزاری کلاس های درمانی برای فرزندان گزارش آن را در پرونده درج نماید.در برخی از کلاس های درمانی که به صورت بازی درمانی ایجاد می شود حضور فردی که فرزندان با آن فرد احساس صمیمیت دارند به روند درمان کمک میکند که مددکار این کار را انجام می دهد.

پرونده بهداشتی:
*در خصوص بهداشت فرزندان یک فرمی وجود دارد که در آن مربی موسسه با حضور مددکار اجتماعی کلیه وضعیت ظاهری فرزند از جمله: وضعیت لباس و تمییزی،بهداشت مو و ناخن، چک می شود این فرم باید هر دو هفته یکبار تکمیل گردد.
*در خصوص وضعیت بهداشت دهان و دندان فرزندان نیز باید با مراجعه به دندانپزشک و تکمیل فرم مربوطه و درج آن در پرونده اقدام گردد.
*برخی از فرزندان به سبب مشکلات خانوادگی ،روحی،روانی به مراجعه به روانپزشک نیازمند هستند.که باید تحت نظر پزشک معالج قرار گیرند.برخی از فرزندان نیز دچار بیش فعالی میباشند که با نظر پزشک معالج برای آنها ریتالین تجویز می گردد .
موارد گفته شده به اختصار شرح وظایف مددکار اجتماعی شاغل در مراکز شبانه روزی بوده امید است که مورد راهنمایی عزیزان قرار گرفته باشد.

وظایف مددکار اجتماعی در مدارس

امروزه تعلیم و تربیت دیگر به مفهوم انتقال یک سری مفاهیم ذهنی نیست بلکه هدف تعلیم و تربیت نایل شدن بر سه حیطه شناختی(دانش)، عاطفی(نگرش) و مهارتی(رفتاری) توسعه یافته است. یعنی در پروسه آموزش، هم مربی و هم دانش آموز بایستی نخست نسبت به پدیده های هستی و پیرامون خود شناخت حاصل کند و سپس تغییر نگرش ایجاد نماید و در مرحله سوم روی رفتار اثرگذارد و به اصطلاح درونی شود و محصول نهایی که انسانی اجتماعی است، در تعامل با دیگران قابلیت های مختلف دانشی، نگرشی و مهارتی و رفتاری را کسب نماید.»

کبری قوامی، کارشناس ارشد مددکاری، مدرس دانشگاه و دارای سابقه ۱۴سال مشاوره در مراکز پیش دانشگاهی آموزش و پرورش، معتقد است که مددکاری در مدارس از وضعیت مطلوب فاصله زیادی دارد.

او در توضیح وضعیت مطلوب می گوید: «سطوح فعالیت مددکاران در آموزش و پرورش بسیار متنوع و گسترده است. در حقیقت مددکاران می توانند در همه بخش های آموزش و پرورش، در جهت بهبود روابط و حل مشکلات فعالیت کنند. یکی از حیطه های مهم مددکاری در مدارس حیطه سلامت و ارتقاست. به این ترتیب که مددکار می تواند زمینه های رشد و موفقیت دانش آموزان را با ایجاد بستر مناسب برای شناخت استعدادها و توانایی ها و از قوه به فعل رساندن آنها، فراهم کند و روابط دانش آموزان را با اولیای مدرسه، اولیای خودشان و دانش آموزان دیگر بهبود بخشد.»

حیطه پیشگیری، حوزه فعالیت دیگری است که برای مددکاران اجتماعی تعریف شده است.

قوامی می گوید: «بچه ها در سنین مدرسه، با مسائل زیادی روبه رو می شوند، آسیب های اجتماعی در این سنین بیشتر از هر سنی در کمین دانش آموزان است و وظیفه آموزش و پرورش این است که از آسیب ها و انحرافات پیشگیری کند. مددکاران اجتماعی در مدارس می توانند با ارائه آموزش های لازم به دانش آموزان، مهارت های زندگی را در آنها افزایش دهند و به عبارت دیگر آنها را توانمند کنند تا در آینده وقتی وارد جامعه می شوند بتوانند با مسائل و مشکلات زندگی مقابله کنند یا سازگاری نشان دهند.»

علاوه بر پیشگیری، مددکاری اجتماعی می تواند پس از وقوع آسیب ها نیز عملکرد بسیار مؤثری داشته باشد. تعداد زیادی از دانش آموزان، در سنین مدرسه با مسائل و مشکلات متنوعی دست به گریبانند؛ مشکلاتی نظیر نابسامانی خانواده، بی سرپرستی، بدسرپرستی، تک سرپرستی، ارتباطات نامناسب در محیط خانواده و حتی مشکلات اقتصادی. این مسائل که به طور کلی موجب تغیر رفتار دانش آموز و عدم پذیرش او توسط گروه دوستان می شود، تنها به دست مددکاری اجتماعی قابل حل است. قوامی معتقد است: «مددکار این قدرت را دارد که در کلیه مشکلات و مسائل دانش آموزان وارد شود و آنها را حمایت کند. او می تواند ارتباطات صحیح و مناسب را به بچه ها آموزش دهد و رفتار آنها با محیط و اطرافیانشان را تصحیح کند. مددکار حتی می تواند در زمینه اقتصادی و مالی هم از دانش آموزان حمایت کند تا از انحرافات مصون بمانند. در حقیقت مددکار با انجام این فعالیت ها، کارکرد مناسب اجتماعی را به بچه ها برمی گرداند تا بتوانند زندگی سالم و عادی شان را داشته باشند.»

از دیگر وظایف مددکاری اجتماعی در مدارس تلاش در بهبود روابط پرسنل مدرسه است. به بیان دیگر مددکار می تواند با تنظیم روابط مناسب بین مدیر، معاونین، دبیران و مشاورهای مدرسه، توانایی های آنان را افزایش دهد و شرایطی را فراهم کند که با فراغ بال بیشتری فعالیت کنند و بتوانند به پیشرفت اهداف آموزشی سیستم کمک کنند.

مددکاری اجتماعی در آموزش و پرورش، کارکرد مهم دیگری دارد، قوامی از آن تحت عنوان بهبود بخشی به روابط بین سازمانی یاد می کند. او برای توضیح این کارکرد می گوید: «طبیعی است که آموزش و پرورش نمی تواند تمام اهداف خود را به تنهایی تأمین کند و به کمک سازمان ها و وزارتخانه های دیگر احتیاج دارد. مثلاً برای تزریق واکسن به بچه ها و آموزش مقابله با بیماری هایی مثل ایدز، آموزش و پرورش نیاز به همکاری وزارت بهداشت و درمان دارد یا برای کاهش اضطراب دانش آموزان دوره پیش دانشگاهی در آستانه کنکور، آموزش و پرورش می تواند با همکاری وزارت علوم و سازمان سنجش اطلاعات و نرم افزارهایی را در اختیار بچه ها قرار دهد.

یا در پروژه های آموزش رفتار در هنگام وقوع زلزله، آموزش و پرورش نیاز به کمک سازمان هلال احمر دارد. مددکاری اجتماعی در سطح کلان توانایی فراهم کردن زمینه این همکاری را با مؤسسات دیگر دارد، به عبارت دیگر مددکاری با ایجاد و بهبود بخشی روابط بین وزارت آموزش و پرورش و دیگر سازمان ها به تأمین اهداف چند جانبه آموزشی کمک می کند.»

مددکاری با مشاوره تفاوت دارد

در منابع و نظرات صاحبنظران می بینم که بین راهنمایی، مشاوره، روان درمانی و روان کاوی حد و مرز دقیق و روشنی وجود ندارد. پوراصغریان در مقاله خود توضیح می دهد: «راهنمایی، مشاوره، روان درمانی و روان کاوی اساساً نگرش روان شناختی دارند و به عبارت دیگر فردنگر هستند، فرد را درمان و یا در او تغییر به وجود می آورند و این اصلی ترین تفاوت این رشته ها و حرفه ها با مددکاری اجتماعی است. البته در این حرفه ها و رشته ها نیز از روابط اجتماعی، شرایط و محیط اجتماعی و… صحبت می شود ولی جوهره اصلی این رشته را روان شناختی و فردگرایانه، یعنی فرد جدا شده از محیط اجتماعی خود تشکیل می دهد.»

در حقیقت می توان این طور نتیجه گرفت که حوزه فعالیت مددکاری اجتماعی بسیار وسیع تر از روانشناسی و مشاوره است، به این ترتیب که مشاور بیشتر با خود فرد سرو کار دارد اما مددکار با خانواده، محیط اطراف و دوستان او و در یک کلام با جامعه فرد سر و کار دارد. اما در حال حاضر در مدارس آموزش و پرورش ردیفی تحت عنوان مددکار اجتماعی تعریف نشده و تنها مشاور اجازه فعالیت دارد. در حالی که طبق گفته های کبری قوامی، مددکار اجتماعی و مشاور آموزش و پرورش در گزارش کاری که از مشاوران مدارس مطالبه می شود، مواردی ذکر شد که در حیطه عملکرد مددکاران است نه مشاوران. مواردی مثل سالم سازی محیط مدارس که طبق تعریف وظایف نمی توان چنین کاری را از مشاور انتظار داشت.

قوامی می گوید: «البته مشاوران هرچه در توانشان است انجام می دهند اما اینها وظایف مددکار است، مددکار برای انجام این فعالیت ها آموزش دیده و بهتر از عهده کارها برمی آید.»

به گفته قوامی اگرچه در سطح کلان و در خود وزارتخانه، پستی تحت عنوان کارشناسی مددکاری وجود دارد و در کلینیک های مشاوره آموزش و پرورش نیز مددکار اجتماعی حضور دائمی دارد، اما در داخل مدارس هنوز جایگاه مشخصی برای مددکاری تعریف نشده است.

توجه به خدمات مددکاری مدارس، در کشوری که حدود ۲۰ میلیون نفر کودک و نوجوان سرویس گیرنده های مستقیم آموزش و پرورش رسمی آن هستند، لازم و ضروری به نظر می رسد. اگر آمار والدین را بر این تعداد اضافه کنیم می توان گفت که در هر خانواده یک دانش آموز مشغول به تحصیل است یا در گذشته نزدیک مشغول به تحصیل بوده و یا در آینده نزدیک مشغول به تحصیل خواهد شد. از این رو دغدغه تعلیم و تربیت نه تنها همه خانواده ها را متأثر کرده که بیشتر خانواده ها را نسبت به وضعیت تحصیلی و شغلی آینده فرزندشان، نگران و دل مشغول کرده اند. مددکاری، حرفه هنری است که با اتکا بر دانش و بردباری، فداکاری و ایثار، در حمایت از دانش آموزان و خانواده های آنان سعی و اهتمام می ورزد و در جهت کاهش دغدغه های تربیتی و آموزشی و حل آسیب های اجتماعی با اطمینان گام برمی د

گروه های همیار

طرح گروههای همیار زنان سرپرست خانوار از سال 1379 در استان تهران توسط دفتر امور زنان و خانواده سازمان بهزیستی استان با هدف توانمندسازی و مشارکت زنان سرپرست خانوار به اجرا درآمد.
از آنجائی که این طرح با ارتقاء سطح تواناییهای افراد برای حل و رفع مشکلات مربوط به خودشان منجر به عملی نمودن فرایند مددکاری گروهی و در نتیجه افزایش خودباوری در زنان سرپرست خانوار شده بود با استقبال چشمگیری از سوی جامعه هدف روبرو شد . به نحوی که تعداد این گروهها علیرغم محدودیتهای اعتباری سازمان تا پایان سال 87 به مرز30 گروه در کل استان رسید و نشان داد که زنان در قالب گروه، توانمندی لازم را برای بهبود وضعیت اجتماعی – اقتصادی خود به دست می آورند.
گروه همیار: گروههای 7 الی 15 نفره از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی که با مشارکت و همیاری و کمک به خود و یکدیگر، در راستای توانمندسازی خود و خانواده¬هایشان فعالیت می کنند.

اهداف:
هدف کلی : کاهش وابستگی ، توانمند سازی گروهها ،اشتغال پایدارو در نتیجه تحقق مدیریت غیردولتی بر فعالیت گروهها .

اهداف اختصاصی :
– بالا بردن اعتماد به نفس و تقویت روحیه همکاری جمعی و مشارکتی بین اعضاء .
– معرفی بیشتر گروهها به عنوان واحدهایی مستقل از سازمان .
– افزایش احساس کفایت در اعضاء گروهها و فراهم نمودن بستر مناسب جهت تأمین آسایش روحی و روانی .
– تغییر درنگرش وتغییر در ارزشها
– همکاری جمعی و مشارکتی بین اعضاء
– تقویت عزت نفس و خودباوری
-افزایش سطح درآمد گروهها و ارتقاء سطح کیفیت زندگی خانواده های آنان از طریق اشتغال پایدار
-تضمین اصل خوداتکایی و پایداری تلاش در جهت کاهش هزینه های مالی دولت و جلوگیری از طولانی شدن وابستگی افراد به حمایتهای اقتصادی مستمر گروهها
– توانمند سازی فرهنگی ،‌اجتماعی ، اقتصادی زنان

جامعه هدف : 
-زنان سرپرست خانوار-زنان و دختران خود سرپرست
-اهم فعالیتهای گروههای همیار از بدو تاسیس
-شرکت و فعالیت گروه در نمایشگاههای داخل
– برگزاری نمایشگاه
– برخورداری اعضای گروه از وام صندوق مالی
– تشکیل جلسات ماهیانه با هدف بررسی مشکلات گروه وارائه راهکار
– انجام بازدید توسط مددکاران گروههای همیار ازسایر گروههای همیار شهرستانها و سایر استانهای کشور
-شرکت اعضاء گروه در اردوهای سیاحتی و زیارتی
– خرید و احداث مغازه به عنوان محل کسب جهت ادامه فعالیت از طریق گروه همیار شهرستان فیروزکوه
– تلاش در جهت جلب مشارکتهای مردمی و ارگانهای دولتی ( فرمانداری ،‌بخشداری ،‌مرکز بهداشت ، جهاد کشاورزی ، مراکز فنی و حرفه ای ،‌زمین شهری )
-بازدید اعضاء گروه از یکدیگر (شهرستان به شهرستان ) جهت تبادل اطلاعاتی و انتقال تجارب
– برگزاری دوره های آموزشی آگاهسازی فردی – شغلی ،‌کارآفرینی جهت کارشناسان و مددکاران گروههای همیار
– آموزش مددکاران گروههای همیار بعنوان تسهیل گر
– شرکت در جلسات ماهیانه با هدف بررسی مشکلات و ارایه راهکار
– تشکیل تعاونی مسکن جهت اعضاء گروههای همیار
– برگزاری دوره های آموزشی آگاهسازی فردی – شغلی و کارآفرینی جهت 200 نفر از اعضاء گروههای همیار
– برگزاری کارگروههای آموزشی یک روزه مهارتهای خانواده جهت اعضاء گروه
– تقدیر از گروههای همیار نمونه و توزیع جوایز به آنان
-در حال حاضر بهزیستی استان تهران دارای 40گروه همیار میباشد

زمینه و نوع فعالیتهای گروههای همیار:
طبخ غذا – آشپزخانه صنعتی – تهیه آبغوره ،‌آبلیمو ،‌شور – تهیه سبزی و سبزیجات خشک ، فروش لوازم بهداشتی – تهیه ماسک – تولید پوشاک – دوخت پرده –دوخت ملحفه – دوخت مانتو – طبخ نان – کشت و پرورش قارچ – خدمات کامپیوتری – تکثیر – تایپ – تکثیر و پرورش ماهی های تزیینی – آرایشگری – گلسازی – سفره عقد – کارهای پتینه –خدمات خیاطی-تولید و بسته بندی فراورده های لبنی